حسنعلى خان افشار

199

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

كشمكشى است كه پس از جنگ منار بر سر جانشينى خان دوركى پيش آمد . كشمكشى كه سردار ظفر عامل آن را بىبى مريم زن كلبعلىخان مىداند « 1 » . تضاد ياد شده ادامه داشت تا اين‌كه منجر به مرگ كلبعلى خان شد . پس از اين حادثه و آمدن سهام الدوله به خوزستان و قدرت يافتن حسينقلى خان ، فرزندان و داماد كلبعلىخان و آقا على داد به جعفر قلى خان پسر اسد خان پناه بردند . اما چندى نگذشت كه ميانهء آنها به هم خورد و باز به‌سوى حسينقلى خان برگشتند . حسينقلى خان كه به دنبال تمركز بخشيدن به قدرت خويش بود آنها را به طرز بسيار رقت‌بارى كشت « 2 » . اين حادثه درست مصادف با زمان اقامت حسنعلى خان افشار در دزفول بود ، ازاين‌رو آن را ثبت كرده است . سهام‌الدوله به كيفر اين گناه ، حسينقلىخان را از حكومت بختيارى خلع كرد ، اما ديرى نپاييد كه خانلرميرزا به خوزستان آمد و نه تنها قدرت را به او بازگردانيد بلكه در رشد و ترقىاش نيز كوشش كرد « 3 » . 71 . چنان‌كه مىدانيم كلبعلى خان عموى حسينقلى خان بود نه جعفر قلى خان . اين مطلب چه اشتباه نويسنده باشد ، چه سهو كاتب ، نادرست است « 4 » . 72 . آقا على داد پسر شعبان خدر سرخى يكى از دلاوران و شجاعان بختيارى است . در جنگ‌هاى بسيارى شركت داشته است و از دلاورى او فراوان سخن گفته‌اند . چون شجاع بود توانست داماد رئيس ايل دوركى بشود . در كشمكش‌هاى خانوادگى ميان سران دوركى جانب پدر زن خود ، كلبعلى خان را گرفت و پس از مرگ او نيز از پشتيبانى فرزندانش دست نكشيد تا اين كه به سال 1266 ق . در قلعه لوط به دست حسينقلى خان و برادرانش كشته شد . سردار ظفر مىنويسد : عليداد را دو چيز به كشتن داد يكى خودخواهى و بىاعتنائى او نسبت به خوانين ، ديگر رشك بردنش بر ديگران كه سبب نفرت ديگران از وى بود « 5 » .

--> ( 1 ) . نك : همانجا ، ص 8 . ( 2 ) . نك : همانجا ، ص ص 38 - 54 . ( 3 ) . نك : همانجا ، ص ص 56 - 61 . ( 4 ) . نك : ص 235 ، يادداشت‌هاى 68 - 70 . ( 5 ) . سردار ظفر ، خسروخان ، يادداشت‌ها و خاطرات سردار ظفر بختيارى ، ص 35 ؛ و نيز نك : همانجا ، ص ص 22 ، 26 ، 33 ، 39 ، 48 ، 56 .